دانستانی های باستان - گزیده ای از تاریخ تمدن جهان باستان (ایران، مصر‍، یونان

     

 

 

 

 

.: سایر زبان ها : عربی ؛ انگلیسی ؛ ترکیه ؛ فارسی :.

 

.: سایر بخش ها: دانلود کتابهای باستانی؛ ؛ اساطیر و افسانه های باستانی ؛ چهره های ماندگار ؛ انی کاظمی :.



«اوتو» در سومر باستان:.

                             

واژه «اوتو Utu»به معنای خورشید و از خدایان باستانی سومر است. جایگاه اصلی پرستش او در شهر «لارسا Larsa»» در معبدی به نام «اِبَبَر E-babbar» به معنای منزلگاه تابناک بوده است.

 

در دوره نئو سومری از «اوتو» به عنوان پسر «نانا Nanna» (خدای ماه)یاد می شود که خود این موضوع نشانگر تصوری بود که روز را زاده شب می پنداشت.

 

«اوتو» به معنای درخشان و تابان نیز می باشد و این اسم برای نامگذاری اشخاص آن زمان هم بکار گرفته می شده است.در اساطیر باستانی از اوتو به عنوان یاری دهنده کسانی که در معرض خطر و دشواری هستند ، یاد می شود. شخصیت اوتو به مرور با شخصیت «شمش Shamash»، خورشید خدای بابلی یکی می شود.ادامه مطلب...

نگاهی به مبانی زیباییشناسی هنر یونان و تأثیر آن بر هنر غرب:.


واژه اومانیسم(2) (humanism) یا انسانگرایی
در مباحث فکری و معرفتی فراوان به گوش ما خورده است. همچنین خاستگاه این
واژه را همواره با غرب مرتبط دانسته و آن را دلیل جدایی غرب از دیانت
میدانیم. به راستی غرب چگونه این واژه را ملاک خود قرار داد و بدان دست
یازید؟

غرب،
همواره در طول تاریخ در جریان بازسازی و قدرت بخشیدن به خود همواره خود را
از سایر ملل و تمدنها به ویژه شرق مستثنا دانسته و خود را مستقل و حتی
برتر از سایر تمدنها دانسته است. غرب برای رسیدن به این هدف، همواره
خاستگاه و زادگاه خود را فرهنگ و تمدن یونان قرار داده است. در میان
تمدنهای باستانی گذشته (هند، ایران، بینالنهرین، مصر...) یونان یک رقیب
مهم شناخته شده و از آنجا که به کشورگشاییهای متعددی هم میپرداخت و فرهنگ
خود را در همه جا تحمیل میکرد، لاجرم میان این تمدنها و یونان، جنگها و
برخوردهای مداومی هم صورت میگرفت. همین عامل باعث شد که امروزه غرب به
ویژه آمریکا این ملاکهای یونانیان را مبنای کار خود قرار دهد و آن را
تبلیغ کند. آمریکا به دو عاملی که یونانیان بدان اصرار میکردند، علاقه
نشان میدهد. یکی کشورگشایی و دیگری اشاعه فرهنگ خود. فراموش نکنیم که
آمریکا بیشتر در برابر ملل شرق قرار گرفته تا ملل غرب؛ از این رو جای
تعجبی ندارد که به طور دائم تمدن یونانی را که نماد غرب شده را در مقابل
تمدنهای شرقی قرار داده تا اهداف خود را مشروع نمایان سازد. هالیوود که
نماد آمریکا است به طور مداوم فیلمهایی میسازد که یونان را تنها تمدنی
نشان میدهد که مهد عقل، فلسفه، تفکر و هنر است و دارای آرمانهای انسانی
برای متمدن کردن ملل بربر شرق است و سیستم نظامیگری قدرتمندی، همواره
یونان را مسلط بر عالم شرق نموده است. این تاریخ سرهمبندی شده که حتی در
نظر خود یونانیان امروزی هم مردود است در قالب فیلمهای متعددی خود را نشان
داده است؛ از فیلمهای اخیر میتوان به «اسکندر کبیر» ساخته اولیور استون و
نیز فیلم «300» که باعث توهین و تحریف تاریخ تمدن پارس و ایران شد اشاره
کرد.

همچنین کتابهای تاریخ تمدن و تاریخ هنر غرب همواره علاقمند به نشان دادن
کامل و بینقص تمدن یونانی بوده و هر جا که چیزی به طور واقعی و برای اولین
بار منسوب به ملل شرق باشد، آن را با اکراه و بسیار بیاهمیت در این کتابها
نمایان میسازند. به طور مثال ایده دولتشهر در ابتدا در بینالنهرین ظاهر
میشود و قوانین شهرنشینی ابتدا توسط حمورابی(3) حاکم بینالنهرین وضع میشود
اما همین ایده در یونان بسیار توسط باستانشناسان و مورخین مورد تأکید قرار
میگیرد. دولتشهر ارسطو فراوان تحسین و غلو میگردد؛ به طوری که با مهم کردن
این بخش از تاریخ طوری وانمود میشود که قبل از یونانیان تمدنهای باستانی
گذشته چنین ایدهای را مطرح نکردهاند؛ یا زمانیکه غرب میخواست راه خود را
از کلیسا و دین جدا کند و عقل را مبنای بالاتری از دین قرار دهد یک بار
دیگر یونان را ملاک کار خود قرار داد. چرا که یونان مهد قوی فلسفه و
استدلال بود و هرگز مبانی فکری خود را از مبدأ وحی برداشت نمیکرد. همین
باعث تفاوت فراوان آن با ملل شرق بود که خاستگاه ادیان و حکمتهای متعالی
فراوانی است. از این دست مثالها فراوان است و همین اهمیت تمدن یونان و
شناخت آن را ضروری میسازد.
ادامه مطلب...
فلسفه در زمان اسکندر کبیر:.

با روی کار آمدن اسکندر کبیر تمدن یونانی پا به عرصه جدیدی
گذاشت.اسکندر تمدن یونان را از محدوده دولتشهر خارج کرد و آنرا جهانی
ساخت.کشورگشایی های او سبب شد که فرد دولتشهر یونان در یک کل بزرگتر
مستهلک شود. تمایل به حفظ فردگرایی در اپیکوریان و مسلک جهان وطنی در مذهب
رواقیون از جمله این تغییرات بود.

در یک جامعه جهان وطنی فلسفه علاقه خود را در فرد متمرکز ساخت که می
کوشید خواست و تقاضای خود را برای هدایت زندگی برآورد. این زندگی می بایست
از آن پس در یک جامعه بزرگ بسر برد و نه در یک خانواده مدنی کوچک بنابراین
طبیعی بود که مکاتب فلسفی بعد ارسطویی بیشتر جنبه عرفانی و اخلاقی داشته
باشند.

افلوطین فیلسوف نامدار یونانی این دوره است که افکارش پلی است میان
افلاطون و ارسطو.تفکراتش بیشتر جنبه عرفانی دارد و حتی در زمان حیاتش او
را رهبر روحانی می خواندند.در کتاب انئاد ها رساله ششم از انئاد اول
درباره زیبایی و رساله هشتم از انئاد پنجم درباره زیبایی معقول بحث کرده
است.

خدا از دیدگاه افلوطین واحد است نمی توان آنرا با مجموع اشیاء فردی یکی
گرفت زیرا واحد مقدم بر اشیاء فردی است. نه شناختنی است و نه دیدنی.نه
وجود است و نه عدم زیرا مقدم بر آنهاست.تقسیم نخواهد شد و کثرت نمی
پذیرد.پس چگونه اشیاء و موجودات از آن پدید آمده اند؟ افلوطین نظریه صدور
و یا فیضان را مطرح می کند.

صدور خلق نیست زیرا آفرینش نوعی فعالیت است درحالیکه واحد ورای هرگونه
فعلی است.صدور همچون سرریز شدن ظرف آب است.صادر اول از واحد فکر و یا
نوس/nous است.در نوس کثرت پدید می آید زیرا مثل اشیاء و افراد در نوس وجود
دارند.افلوطین نوس را همان زیبایی می داند.از نوس هم نفس عالم صادر می شود
که تقسیم به نفس عالی و دانی می شود و نفوس فردی انسانی از نفس عالم صادر
می گردد.

بازگردیم به صادر اول یعنی نوس.واحد عقل مطلق است پس در صدورش عقل را
جاری ساخته و کل این نظام معقول است و ذره ای جدا از این نظام نیست..نوس
همان زیبایی معقول است پس سراسر نظام هستی زیبایی است و همین زیبایی نفوس
را صادر می کند. دیگر زیبا بودن تناسب و هماهنگی نیست زیبایی تنها مفهومی
ذهنی و ساخته ذهن ما نیست. هر آنچه را که انسان زیبا می بیند بخاطر تشابه
زیبایی آن با زیبایی نفس  انسانی است.افلوطین به طور مشخص پیرامون هنر ها
بحث نکرده است بلکه بیشتر بحثها حول محور واحد است.

زیبایی را عین نیکی می داند که بیشتر جنبه اخلاقی و عملی این تفکر
است.هر آنچه خوب و پسندیده است زیباست و هر آنچه زشت می نماید به روح
افزوده شده و آنرا می آلاید.البته این سوال مطرح می شود که اگر کل نظام
زیباست و نیک پس شرور و زشتیها از چه صادر شده اند؟افلوطین توضیحی دراین
مورد ندارد و امور پلید را اموری اضافی معرفی می کند.

فلسفه افلوطین یگانه انگار و عرفانی است و بسیار نزدیک به فلسفه ادیان
توحیدی.از اینرو ترجمه آثار او در جهان اسلام بسیار مرد توجه قرار
گرفت.البته یادآوری نکته ای در این زمینه خالی از لطف نیست.مامون پادشاه
عباسی دستور ترجمه آثار فلاسفه یونان را داد و مترجمان آن دوره آثار
افلوطین را به اشتباه به نام افلاطون ترجمه کردند و تا قرنها تصور می شد
که کتاب انئاد های افلوطین از آن افلاطون است و چه اندیشه ها که در پی این
اشتباه در فلسفه اسلامی شکل نگرفته است.


مجسمه آپولو - یونان باستان:.

مجسمه آپولو (Apollo) در موزه لوور. آپولو در افسانه های یونان یکی از مهمترین خدایان بشمار می رود. او خدای پزشکی و بهبود و رهبر موزها (Muses)
الهه های هنر است. معبد مشهور دلفی در یونان به او اختصاص داشته است و
بنابراین بعنوان خدای پیشگویی هم شناخته می شود. او به همراه خواهر دوقلوی
خود آرتمیس (Artemis) فرزندان زئوس از مادرشان لتو
هستند. مشخص ترین نشانه های آپولو کمان و چنگ است. در افسانه های یونانی
آپولو با تاکید بر عقل و نظم در مقابل دیونیزوس (Dionysus ) خدای شراب قرار می گیرد که در کتاب مشهور نیچه با نام زایش تراژدی مورد بررسی قرار گرفته است. هرا همسر زئوس که از حامله بودن لتو از همسر
خود ، زئوس با خبر بود خدای وضع حمل را ربود تا لتو نتواند فرزندان خود را
بدنیا بیاورد. در افسانه هست که لتو ابتدا آرتمیس را بدنیا آورد و آرتمیس
او را کمک کرد تا آپولو را بدنیا آورد. آپولو پدر آسکلپیوس (Asclepius) نیمه خدای پزشکی است که بیش از همه بواسطه عصای خود مشهور است. عصای اسکلپیوس (Rod of Asclepius) دز استانداردهای علائم بین المللی نشانه پزشکی بشمار می رود

ادبیات یونان باستان : ایلیاد (Iliad):.


نقاشی خشم آشیل (The Wrath of Achilles) اثر بونوویل (Benouville ) این نقاشی اولین قسمت حماسه ایلیاد را تصویر می کند.

کتاب
ایلیاد از سوی بیشتر محققین تاریخ ادبیات قدیمی ترین اثر ادبی یونان
باستان بشمار می رود. اما بعضی از محققین آثار هزیود را قدیمی تر محسوب می
کنند. ایلیاد اثر ادبی بنیانی غرب که به هومر نسبت داده می شود با یک کلمه
آغاز می گردد : خشم (?????  یا Wrath) . در واقع تمام داستان ایلیاد هومر چیزی بیش از خش
م
آشیل نیست. صحنه خشم آشیل مشهورترین قسمت ایلیاد بشمار می رود و بنابراین
موضوع نقاشی های بسیاری بوده است (نقاشی بالا). اولین جمله حماسه ایلیاد
اینگونه است :

Rage—sing, goddess, the rage of Achilles, the son of Peleus, the destructive rage that brought countless griefs upon the Achaeans... 

 خشم ... بخوان الهه هنر از خشم آشیل،  فرزند پلوس ، خشم ویرانگری که رنجهای بسیاری رابر مردمان یونان نازل کرد...

داستان از میانه های
جنگ تروا آغاز می شود. آنجایی که میان آگاممنون و آشیل در مورد تصاحب یک
کنیز درگیری ایجاد شده است. آشیل از عصبانیت از جنگ کناره گیری می کند و
بعلت غیبت آشیل سپاه یونانیها رو به ضعف می گراید. در میانه جنگ پاتروکلس
دوست (یا معشوقه) آشیل کشته می شود. او برای انتقام باز به جنگ باز می
گردد و بسیاری را در مبارزه می کشد و سرانجام هکتور فرزند پادشاه تروا نیز
بدست او کشته می شود. صحنه سوگواری همسر هکتور در پایین قرار دارد.

نقاشی درد و رنج آندروماخه بر جسد همسرش هکتور (La Douleur et les Regrets d"Andromaque sur le corps d"Hector son mari) اثر ژاک لوئی داوید (Jacques-Louis David) در موزه لوور

آشیل از خشم خود حاضر
به رها کردن هکتور نیست و او را چندین روز بر دور حصار تروا دنبال کالسکه
خود می کشد. شب پادشاه تروا  با کمک و راهنمایی خدایان به چادر آشیل می
رود. مادر آشیل ، تتیس ظاهر می شود و از آشیل می خواهد تا جسد هکتور را
بازگرداند. داستان ایلیاد با انجام مراسم به خاک سپاری هکتور پایان می
پذیرد.

داستان ایلیاد نبرد
درونی آشیل است میان پذیرفتن یک زندگی معمول و یا کشته شدن در میدان جنگ.
مادر آشیل که یک الهه دریایی است به او گوشزد می کند که کشتن هکتور در جنگ
تروا او را با مرگ حتمی مواجه خواهد کرد. اما آشیل با اختیار سرنوشت خود
را انتخاب می کند.

همانطور که اشاره
کردم ایلیاد تنها بخش کوچکی از داستان جنگ تروا را پوشش می دهد. دزدیدن
هلن ، مرگ آشیل و فتح تروا در ایلیاد نقل نشده است و در سایر آثاری قرار
دارد که مقدار زیادی از آنها از بین رفته اند.

بد نیست در اینجا کمی
از آشیل صحبت کنیم. آشیل قهرمان مشهور یونانی از تتیس زاییده می شود.
بنابر افسانه ها این زئوس است که پدر اصلی آشیل بشمار می رود اما او برای
فرزند خود یک پدر زمینی بنام پلئوس پیدا می کند. آشیل بوسیله قنطورسی بنام
خیرون آموزش جنگی می بیند. در نقاشی پایین خیرون در حال آموزش آشیل است.

خیرون (Chiron ) در حال آموزش آشیل اثر رنو (REGNAULT) در موزه لوور

بر اساس افسانه ها
مادر آشیل برای صدمه ناپذیر کردن آشیل او را در رودخانه دنیای زیرین قرار
می دهد. اما چون آشیل را از پاها گرفته بوده است مچهای پای آشیل در آب فرو
نمی رود و بنابراین نقطه ضعف آشیل باقی می مانند. همین نقطه ضعف باعث می
شود تا در جنگ آشیل بواسطه تیر زهر آگین پاریس کشته شود. تصویر زیر مرگ
آشیل را نشان می دهد.

مرگ آشیل اثر روبنس (Rubens)

بعد از مرگ آشیل در جنگ تروا مادر او از دریا ظاهر می شود و جسد او را با خود می برد. این روایت در زیر تصویر شده است.

 

برخواستن تتیس (Thetis) مادر آشیل از دریا برای در آغوش گرفتن آشیل

یادداشتهای دفتر سفید : شماره چهل و چهار

 

اگرچه خانه ام هیچگاه عطر تنت را به خود نگرفت ...

آینه هایم جای ِ پای نقش خنده هایت نبود ...

دستهایم با راه باریکه های موی ِ تو آشنا نشد ...

درب خانه ام به انتظار ضرب گرفتن انگشتانت پوسید ...

اما ... اما نوشته هایم از سایه به تو شبیه تر است ...

شاید برای همین است که تو سایه نداری ...

 

چند نقل قول از ایلیاد اثر هومر :

  

+
I have gone through what no other mortal on earth has gone through; I
put my lips to the hands of the man who has killed my children. (Priam
to Achilleus)

 

من چیزی را تجربه کرده ام که هیچ موجود فانی در روی زمین آنرا تجربه نکرده است : من لبهایم را بر روی دستان مردی گذاشته ام که کودکان مرا به قتل رسانه است [شاه پریام به آشیل]

 

  +Among all creatures that breathe on earth and crawl on it there is not anywhere a thing more dismal than man is. (Zeus)

 

+ در میان تمامی مخلوقاتی که بر روی زمین نفس می کشند و حرکت می کنند چیزی ملالت انگیز تر از انسان وجود ندارد. [زئوس]

 

+ Victory passes back and forth between men.

 

+ پیروزی میان انسانها دست به دست می شود.

 

 + Nothing can be revoked or said in vain nor unfulfilled if I should nod my Head. (Zeus)

 

+ هیچ چیز فسخ نمی شود ، به باطل بر سخن جاری نمی شود و یا ناتمام نمی ماند مگر آنکه من سر خود را تکان دهم. [زئوس]

 

 

+  No
man, against my fate, sends me to Hades". And as for fate, I"m sure no
man escapes it,Neither a good nor bad man, once he"s born.

 

+  هیچ
انسانی بر خلاف سرنوشت من نمی تواند مرا به جهان دیگر بفرستد . و در باب
سرنوشت معتقدم که هیچ مردی ، چه نیک و چه بد ، پس از آنکه زاده شد نمی
تواند از آن بگریزد. [هکتور در حال خداحافظی با همسر خویش]

 

 

 

 +Zeus does not bring all men"s plans to fulfilment

 

+ زئوس مقاصد همه انسانها را به انتها نمی رساند.


فلسفه فروهر:.


در گاثاها نامیاز فروهر نیامده است و تنها در یسنا‏هات 26 و در
فروردین یشت به این نام برمیخوریم.  در بندهای چهارم یسنا، ‏هات 26 از پنج بنیاد یا
پنج نیروی مردمان یاد میشود، و این پنج نیرو: جان، دین، بوی، روان و فروهر است.

جان در اوستا، اهو،
سرمایه زندگی است.

دین در اوستا دئنا از ریشه " دی " برآمده است و همان " دیدن " و
نگرش درونی است که مردمان به بیرون و فراخنای جهان دارند! و به سخنی دیگر پیوندی
است که هر زنده و باشنده با آفرینش و جهان استوار میکند. و این بجز از کیش و آیین
است که فرمان آن از جهان بیرون به اندرون مغز و اندیشه و روان میآید .

بوی همان است که از بساوایی و شنوایی و چشایی و ... بر میآید و کارهای تن را سامان
میدهد و هوش و ویر

و جز آن وابسته بدان اند .

بوی در اوستا بَئوذَ
و در پهلوی
بُوذ
(همسنگ تُند) درفارسی دری بوی (به همان سنگ) خوانده میشده است .

روان در اوستا اوروَن
است و گزیدن نیکی‏ها از بدی‏ها و پالایش اندیشه از پلیدی‏ها با او است. و همان است
که در جهان مینوی (اندیشه، معنوی) بهره درستکاری‏ها یا زشتکاری‏های خویش را میبیند!
پنجمین نیروی پدید آورنده مردمان، فروهر است که در اوستا
فَرَوشی
و در فارسی
فرَوَرد
است و نام فروردین و فروردینگان از آن برآمده است، و با آنکه نام فارسی آن در
نوشته‏های نخستین چنین است، امروزه در نزد ما همان نام پهلوی آن روان است زیرا که
موبدان و نویسندگان و گزارندگان نامه‏های دینی و اوستا همگان آنرا به پهلوی
مینوشتند و میخواندند .

 چنانکه دیده میشود برخی از پدیده‏های هستی دارای برخی از این پنج
نیرو نیستند و از آن میان مردمان همگی این پنج نیرو را دارند .

درباره این که فروهر
چیست و چه را میرساند سخن بسیار گفته اند. چون:
نیروی پیش برنده، نیروی پروراننده، نیروی رویاننده یا بالنده،
نیروی گرونده و بارآور، نیروی پناه دهنده و نیروی نگهبان مردمان. 

بدین گفتارها میتوان این را افزود که: بخش دوم این واژه در پهلوی "
وهر " همان است که در فارسی بهر و بهره و بخش را میرساند. ایرانیان از بخش و بخت
چیز دیگری را نیز میخواستند گفت، و آن بخشی است که از دهش یزدانی و جهانی بهره
مردمان میشود و این هنوز در واژه‏های
خوشبخت
و
بدبخت
آشکار است.

بخش نخست فْرَ نیز جنبش به سوی پیش را میرساند و هنوز در واژه‏های فردا،
فرجام، فرا، ... زنده است. بنابراین میتوان گمان بردن که فروهر بهری از آفرینش
ایزدی است که از جهان فرورهران به مردمان میرسد و با همان بهر است که همه جنبه‏های
زندگی آنان از هوش و بشن و بالا و نیرو و توان پدید میآید و پرورش مییابد و پس از
مرگ نیز پاک و بی آلایش به سوی خرد هستی بخش - اهورامزدا - باز میگردد.

دربُندَهِش که دفتری تازه است و گفتارهای تازه را همراه برخی
گفته‏های کهن در خود دارد، چنین آمده است که اهورا مزدا پیش از آفرینش جهان،
فروهران را بیافرید و پس از سه هزار سال از رویِ آن جهان مینوی، این گیتی را پدید
آورد. این اندیشه پس از اسلام نیز در گفتار ابوسعید ابولخیر خود را مینمایاند.
چنانکه در هیچ یک از گفتارهای پهلوی نیز تا آن جا که من دیده ام چنین روشن آن را
باز نگفته اند.
ادامه مطلب...

ملکه حاتشپسوت - Hatshepsut:.

ملکه ای که شاه بود

شاید این بهترین عنوانیست که برای Hatshepsut  که طولانی
ترین مدت سلطنت را در بین حکمرانهای مونث مصر دارد در نظر گرفت.

او دختر  Thutmosis
I
 وAhmose بود. او با برادنی نیمه تنی خود ُTuthmosis II ازدواج کرد.وقتی در سال ???? قبل از میلادُTuthmosis II  فوت کرد و پسرش Tuthmosis III به سلطنت رسید این
ملکه از فرست استفاده کرد و به علت صغر سن فرزند به حکومت مشترک تا سال ???? قبل از
میلاد پرداخت. در این سال او خود را فرعون معرفی کرد و  به تنهایی به حکومت
پرداخت.


<      1   2   3   4   5   >>   >



.: نوشته های آرشیو نشده :.
هر آمدنی رفتنی داشت. ما هم از پارسی بلاگ رفتنی بودیم.
[عناوین آرشیوشده]