دانستانی های باستان - گزیده ای از تاریخ تمدن جهان باستان (ایران، مصر‍، یونان

     

 

 

 

 

.: سایر زبان ها : عربی ؛ انگلیسی ؛ ترکیه ؛ فارسی :.

 

.: سایر بخش ها: دانلود کتابهای باستانی؛ ؛ اساطیر و افسانه های باستانی ؛ چهره های ماندگار ؛ انی کاظمی :.



جایگاه آتش در یونان و روم باستان:.

جایگاه آتش در یونان و روم باستان
رومیان و آتش هر یک از مردم یونانی و روم را در خانواده پرستشگاهی بود و بر آن پرستشگاه اندک آتشی میان خاکستر می درخشید.
مردم یونان و روم باستان اندیشه های خرافی بسیاری داشتند، در کتاب تمدن پیشین در اینباره اینگونه می خوانیم :
"هر یک از مردم یونانی و روم را در خانواده پرستشگاهی بود و بر آن پرستشگاه اندک آتشی میان خاکستر می درخشید. صاحبخانه موظف بود که آن آتش را شب و روز روشن نگاه دارد. هر شب اخگرها خاکستر می افشاندند که تا بامداد نمیرد و بامدادان نخستین کار، تیز کردن آتش بود.
آن آتش خاموش نمی شد مگر زمانی که تمام افراد خانواده هلاک شده باشند ... این آتش در نظر آنان مقام خدایی داشت، چنانکه آنرا می پرستیدند و دعا می کردند که انسان را از نعمتهای سه گانه سلامتی، توانگری و نیکبختی که آرزوی دیرینه بشر است برخوردادر سازد."
همچنین در قسمتی از کتاب تاریخ کهن ترین ملل باستانی پیش از اسلام راجع به مضمون یکی از دعاهای این مردم می خوانیم :
"ای آتش جاودان زیبا که پیوسته روشنی و روزی ما از خوان نعمت توست، سعادت و خوبی از ما دریغ مدار، هدایای ما را به نیکی بپذیر و در عوض با صحبت و نیکبختی ما را شیرین کام ساز."
در قسمت دیگری از همین کتاب ذکر راجع به صحبت مادری بهنگام مرگ می خوانیم :
"معبود من ... نظر و لطف مراقبت از کودکان بی مادر من دریغ مدار، پسرم را زنی مهربان ده و عمری دراز به سعادت و کامروایی بسر برند."


دین در روم باستان:.

دین در روم باستان

  

یکی از کشورهای بسیار باشکوه و قدرتمند جهان باستان روم بود که بخش مهمی از اروپا ، ترکیه و شام را شامل می شد . اکنون این کشور به ایتالیا معروف است که به صورت شبه جزیره ای در جنوب اروپا قرار دارد. در قرون اولیه میلادی تمام شبه جزیره در تحت سلطه و حکمرانی شهر روم قرار گرفت. شهر روم را نخستین پادشاه آن قوم که موسوم به رومولوس بود در قرن هشتم قبل از میلاد تأسیس کرده است. پادشاهان ژولیوس سزار ، پمپی ، کراسوس در این سرزمین حکمروانی می کرده اند و و امپراطوری روم را تشکیل دادند.رومیان در هزاره اول قبل از میلاد در زمان رومولوس ترقی و پیشرفت خوبی داشتند. رومیان از گذشته های قدیم تاکنون در معماری ، نقاشی ، مجسمه سازی ، ادبیات و فنون کشورداری سرآمد بودند. رومیان سه قرن پس از میلاد مسیح علیه‌السلام به مسیحیت گرویدند و برای ترویج آن ، از تمدن باستانی خود بسیار سود جستند.

آئین رومیان قدیم

  • رومیان قدیم آئینی ساده و بدوی داشتند . خدای دیانا که معبدش در کنار دریاچه نمی در کوههای آلبان در نزدیکی شهر روم قرار داشت، معبود تمام لاتینها بود و همه قبایل و عشایر آن قوم در هنگام اعیاد سالیانه به آنجا رو آورده و ژوپیتر خدای قدیم و رب الارباب را می پرستیده اند ولی بعدها دیانا الاهه مخصوص سکنه شهر روم شد. او خدائی مونث بود شبیه به خدای آرتمیس در نزد یونانیان ، که الاهه قمر است و خدای شکارها و جنگلها و دختر زئوس. زنها دیانا را به خصوص بیشتر پرستش می کرده اند و معتقد بوده اند که او را شوهری است موسوم به ویربیوس . در رأس معبد دیانا همیشه کشیشی قرار داشته است که ثروتی هنگفت از تحف و هدایای تقدیمی زائرین اندوخته بود.یکی از اعمال دینی رومیان صرف خوراکی مقدس بود که با آتش مقدس پخته می شد و خدای آتش در آن سهم داشت. تهیه این غذا و صرف آن طبق آئینهای معینی بود .


 

  • مذهب رومیهای باستانی به دین نوما معروف است و آن نوعی از آنیمیزم بدوی می باشد و بسیار نزدیک به عقائد سحر و تابوئیزم و مشتمل بریک رشته اوراد و افسونها و تابوها و غیبگوئی ها . نوما یعنی روح که برای هر چیز ، از آدمی و نبات و جانور و جماد و چشمه سار و رودخانه و اجاق و غیره وجود روحی را تصور می کرده اند. بعضی از آنها ارواح طیبه و خیر و بعضی خبیثه و شریر بوده اند. این ارواح که بعدها جنبه الوهیت پیدا کردند طبیعت مبهم و نامشخصی داشته اند ولی بعدها شخصیت انفرادی پیدا کردند و برای آنها صورتی انسانی یا غیر انسانی قائل نشده و یا ترویج و زاد و ولد نداشته ، برخلاف یونانیان ، در میتولوژی روم ، برای آنها افسانه ها و اساطیری نتراشیده بودند. در اساطیر رومیان قدیم پرستش پهلوانان دیده نمی شود و از قصه خلقت عالم و زندگی بعد از مرگ سخنی در میان نیست و از خدایان خود شبحی مشخص در ذهن خود تصور نمی کرده اند ، تا آنرا بر روی احجار و یا ظروف نقش کنند ، و این صور ذهنی موهوم برای پیکر و شکل خدایان در ازمنه بعد به تقلید اتروسکانها و یونانیها در آنها پیدا شد.


 

  • رومیان باستانی مردمانی شهر نشین و زارع و در همان حال جنگجو بوده اند جز خانه و مزرعه جایگاهی و جز توالد و تناسل و انبات محصولات کاری نداشته اند ، از این رو برای هر یک از جزئیات امور مربوط به این امور روحی را موثر می دانسته اند . و در رأس همه آنها بزگترین خدایان یعنی ژوپیتر قرار داشته که آب بارن و نور آفتاب همه در دست او بود.که در اساطیر رومیان ژوپیتر خدای خدایان است.بعد از آنکه دولت روم تشکیل شد و سازمانهای اجتماعی در زمان امپراطوری روم نضج یافت دین رومیان به شکلی منظم و مرتب در آمد . ارواح صورت خدایان گرفتند و برای هر یک از آنها دسته کشیش ها و کهنه خاصی معین شدند.

 


قدمت نام اهورا مزدا:.

 

یافتنِ قدمتِ نامِ اهورامزدا بسیار دشوار است. امروزه با آگاهی‌های موجود مسلم است که آریاییان و ایرانیانِ آریایی، قبل از زرتشت با نامِ اهورامزدا آشنا بوده‌اند، یعنی به هنگامِ حضور و ظهورِ زرتشت، نامِ اهورا، نامی آشنا بوده او دستِ کم یکی از خدایانِ بزرگِ ایرانیانِ باستان است که با ظهورِ زرتشت به مقامِ یکتایی می‌رسد.

این نام، مرکب از واژه‌ی هندوایرانی اَهورَه، اَسورَه = سَروَر و واژه اوستایی مَزدا = دانا به معنی سرورِدانا است.

این کلمه در متن‌های پهلوی به اُهرمَزد و هُرمُزد و در فارسی اورمَزد، هُرمزد و هُرمُز مبدل شده است.

تا قبل از زمانِ هخامنشیان نمی‌توان در موردِ یزدان‌شناسی و باورهای دینی ایرانیان جز در اساطیر باستانی ایران و هندِ باستان آگاهی یافت.

هم‌زادهای اساطیری [کهن] بی‌شماری که از دورانِ مشترکِ هندوایرانی در ادبِ وِدایی و میراثِ فرهنگی هند و داستان‌های پیشدادی، کیانی و میراثِ فرهنگی ایرانِ باستان برجا مانده‌اند، از جایگاهِ ویژه‌ای برخوردارند.

این هر دو قوم در دوره‌ی هندوایرانی به اَسوره (اَهورََه) و دَئِوَ (دیو)های بی‌شماری معتقد بوده‌اند.

اهورامزدای زرتشت را در سرودهایش «‌‌‌‌گات‌ها»‌که در واقع اصلِ اوستا است، بهتر می‌توان شناخت.

اَهورامزدای زرتشت، داناترین سرور و بالاترین و برترین گوهری است که شایسته‌ی نیایش است. این گزینش در شرایط و زمانی انجام گرفته که پیرامونِ زرتشت را ایزادانِ هندوایرانی بی‌شماری فراگرفته و در باورِ مردمان بوده‌اند. پس زرتشت با هوشیاری و تدبیر، اهورامزدا را بزرگ‌ترین خوانده است و این به مفهومِ آن است که او بزرگ‌ترین خدایی است که وجود دارد و در تصور می‌گنجد. با این تدبیر، بی‌آن‌که ایزدانِ موجود را انکار کند،‌ در مراحلِ بعدی آن‌ها را به شکلِ فرشتگانِ اهورامزدا انگاشته که به صورتِ صفاتِ اهورامزدا عمل می‌کنند. با این سلیقه و تدبیر، ایزدانِ باستانی به فرشتگانی مستقل که از اهورامزدا بیرون جوشیده‌اند، بدل شده و هر یک به صورتِ‌منظری از اهورا عمل می‌کنند. به عبارت دیگر، اَمشاسپندان، اعضای یک پیکراند که در آفرینش، زیک گوهرند.»

در سراسرِ گات‌ها، اهورامزدا برای زرتشت، تنها خدای توانا و آفریننده‌ی دانا است. در بالاترین نقطه‌ی آسمان قرار دارد. زاده نشده و کسی به او نمی‌ماند. وَرای او و بدونِ او، هیچ چیز وجود ندارد. او برترین هستی است و هستی همه از اوست. او برترین است. نه برتر از خود دارد و نه هم‌پایه. نه کسی منکرِ برتری او و نه مدعی جایگاه اوست.

در سنگ‌نبشته‌های هخامنشیان نیز اهورامزدا همان خدای یکتایی است که راستی را دوست دارد و از دروغ بی‌زار است. از تاکیدهای فراوان در گات‌ها و سنگ‌نبشته‌ها به پرهیز از دروغ، می‌توان نتیجه گرفت که تضادِ راستی و دروغ، در هر دو به یک اندازه متبلور است و بینشِ نبرد با دروغ و تکیه بر راستی، آبشخوری واحد دارد.

در حقیقت امشاسپندانِ زرتست، به پیکرِ اهورامزدا پیوند خورده‌اند و به عبارتی اهورامزدا با شش صفتِ خود (امشاسپندان)، جهان را اداره می‌کند.

این شش امشاسپند یا صفتِ اهورایی عبارتند از:

1 وَهومَنه (بهمن): اندیشه یا خردِ نیکو.

2 اَشَه وَ هیشتَه (اردیبهشت): بهترین فضیلت یا راستی

3 خشَتَره وَئیریه (شهریور): شهریاری دلخواه، آرمانِ شهریاری.

4 سِپَنتَه آرمَئیتی یا سِپَندارمَز (اسفند): به جا اندیشِ مقدس.

5 و 6 هَئوروَتات (خرداد): کمال و اِمِرتات (مُرداد ـ اَمُرداد) بی‌مرگی در جهان بینی زرتشت عامل اختیار است که مسیر زندگی را در مبارزه با بدی و اهریمن تعیین می‌کند. اهورامزدا، امشاسپندان و ایزدان را در کنار دارد و سروش نیز در جمع آنها عضویت دارد.


اورانوس (اساطیر یونان):.

اورانوس (اساطیر یونان)

 

پرش به: ناوبری, جستجو

خدای یونانی متناظر با آسمان است. توسط گایا به وجود آمد و همسر او شد.او تمام فرزندان خود را در تارتاروس (جهنم ) زندانی کرد.این امر باعث ناراحتی گایا شد .او از پسرانش خواست که با اورانوس مقابله کنند. تنها کرونوس خواسته او را اجابت کرد.سپس گایا داسی عظیم از سنگ ساخت و به او داد .البته گایا میدانست که از این داس برای آزار او استفاده میکنند (با داس محصولات زمین را جمع آوری میکنند)ولی برای آزادی فرزندانش سیکلوپ ها و هکاتونچیرس ها این کار را انجام داد.سپس کرونوس کمین کرد و هنگامی که اورانوس برای همخوابگی نزد گایا آمد با ضربه ای بیضه های او را قطع کرد و به دریا انداخت .از خونی که بر زمین ریخت گیگانت ها و الهه های انتقام به وجود آمدند .و بعضی میگویند که هنگامی که به دریا افتاد از کفی که ایجاد کرد آفرودیت به وجود آمد .در آخرین لحظات اورانوس پیش بینی کرد که همین اتّفاق برای کرونوس هم خواهد افتاد .

فرزندان اورانوس

سیکلوپ ها

برونتس

استروپس

آرگس

هکاتونچیرس ها

بیارئوس

کوتوس

گی اس

تایتان ها

کرونوس

رِئا

اکئانوس

تتیس

هی پریون

منه موزین

تمیس

یاپتوس

کئوس

کریوس

فوبه

تئا

الهه های انتقام

آلکتو

مگارا

تیسیفون

گیگانت ها

آلکیونئوس

آتوس

کلیتیاس

انکلادوس

اچیون

**تمام**


داریوش بزرگ و شاهان آشوری:.

((درباره رفتار آشوریها پس از هر پیروزی با ملتهای شکست خورده اطلاعات فراوانی در دست است:به فرمان تیگلات پیله سر اول پس از پیروزی بر موشکیها از سرهای کشته ها برجی ساختند, کاخها را ویران کردند,روستاها را به آتش کشیدند ,زنها و بچه ها را به اسارت بردند ,پیکره خدایان را ضبط کردند,ثروت مردم را تا جایی که دستشان می رسید به غنیمت گرفتند,بخشی از آن را به معبد خدایان دادند,قسمتی به شاه اختصاص یافت و هر آنچه که باقی ماند میان سپاهیان تقسیم کردند.
توکولتی- نینورتا شهرها را سوزاند و محصول غله و درختان میوه را به آتش کشید.آشور ناصر پال از سرهای کشته شدگان هرمی برپا داشت.آنها در مورد کسانی که می خواستند خود را از زیر یوغ استعمار آشوریها رها کنند,هیچگونه ترحمی روا نمی داشتند.پوست شورشیان را زند زنده می کندند و آنان را همچون پرده بر دیوارهای شهر می آویختند,برخی را درون دیوارها زنده بگور میکردند و برخی دیگر را بر باروی شهر به چهار میخ می کشیدند.بر یک نقش برجسته آشور ناصر پال بازگشت پیروزمندانه سپاه آشور را به تصویر کشیده اند.در این تصویر کاتبان به شمارش سرهای بریده دشمن بیشمار مشغولند و نوازندگان چنگ با نوای ساز خود پیروزی به دست آمده را جشن می گیرند.عقابی که ارتش پیروزمند را تعقیب میکند سر یک دشمن مغلوب را به چنگال دارد.در سال 879 ق م آشور ناصر پال از جدا کردن سر 200 زندانی از بدن سخن به میان می آورد که زنده به چنگ او افتاده بودند.او میگوید از اینکه با ویران کردن شهرها خشمش فرو می نشیند خشنود است.این پادشاه نیز پیکره خدایان شهرهای به اشغال در آمده را به اسارت می برد.


ادامه مطلب...

برخی از جانوران افسانه ای در تمدن یونان باستان:.

جانوران افسانه ای در یونان باستان
Chimaera
Chimaera ترکیبی از شیر ، بز و مار
آرگوس (Argus) : آرگوس، یکی از قهرمانان اساطیر یونان است که به آرگوس مشاهده گر مشهور است. علت این نام گذاری تعداد فراوان چشمان او بوده که در بعضی روایات 4 چشم و در بسیاری از داستانها و نقاشیها دارای 100 چشم بوده است که در سراسر بدن او قرار داشتند. این خاصیت، آرگوس را به یک نگهبان ایده آل مبدل کرده بود و هرا، همسر زئوس، او را برای نگهبانی زئوس و معشوقه اش ایو Io، گماشته بود. اما زئوس به هرمس، پیغامبر خدایان، دستور داد تا ایو را برباید و هرمس خود را به شکل چوپانی درآورد و با حکایتهای طولانی و آوای نی خود، آرگوس را به خواب برد و ایو را دزدید. در بعضی از داستانها، آرگوس در آخر به دست هرمس کشته میشود.

کایمرا (Chimaera) : کایمرا فرزند اژدهایی صد سر به نام تایفویوس (Typhoeus) و موجودی نیمه پری، نیمه مار به نام اکیدنا (Echidna) است و یکی از معروفترین هیولاهای اساطیر به شمار میرود. کایمرا موجودی با دو سر شیر و بز در یک سو و دمی با سر مار از سوی دیگر بوده است. بدن او هم نیمی شیر و نیمی بز بوده و از دهانش آتش میریخته است. این هیولا ، با از بین بردن گله های دامداران و حمله به مردم، موجب وحشت اهالی لیسیا Lycia بود و به دست مردی به نام بلروفون (Bellerophon) از اهالی کورینت (قرنت) کشته شد.

سایکلوپ ها (Cyclopes) : یونانیان خدایان و هیولاها را فرزندان تیتان ها- خدایان اولیه- میدانستند که بیشتر آنها فرزند گایا (Gaea) الهه مادر و اورانوس (Uranus) بودند. اورانوس خدای آسمان و فرزند گایا بود و گایا خود به تنهایی او را به وجود آورده بود. این دو با یکدیگر فرزندان بسیاری به وجود آوردند که شامل 12 تن از تایتان ها نیز هست. سایکلوپها، که غولهایی یک چشم بودند، سه نفر بودند و نماد رعد، برق و صاعقه به شمار می آمدند. این غولها، اولین آهنگران بودند و توسط تایتانی به نام کرونوس (Cronus)، زندانی شدند. زئوس، هنگام شورش بر علیه تایتانها، سایکلوپ ها را آزاد کرد و در عوض آنها اسلحه معروف او، صاعقه و تندر را به او هدیه دادند.

Cerberus
Cerberus سگی با سه سر
اکیدنا (Echidna) : هیولای مونثی که نیمی پری و نیمی مار بود و در غاری زندگی میکرد. او تنها هنگام شکار غار را ترک میکرد و هر موجودی که از آن حوالی میگذشت را میخورد. این موجود فانی اما درای عمری طولانی بود و توسط آرگوس کشته شد.

هکتاتون کایرس (Hecatonchires) : هکتاتون کایرس به معنی "صد دست" است. این موجودات با 50 سر و 100 دست قدرتمند، فرزندان گایا و اورانوس بودند. این سه موجود صد دست، از پدر خود متنفر بودند و اورانوس آنها را به رحم مادرشان باز گرداند. آنها بعدها در شورشی علیه اورانوس شرکت کردند، اما کرونوس(برادرشان) باز هم آنها را به زندان انداخت و بعد توسط زئوس آزاد شدند و به نبرد با تایتانها پرداختند. آنها میتوانستند در آن واحد چندین تخته سنگ عظیم را به سمت دشمنان خود پرتاب کنند.

غولها (Giants) : غولها، موجودات عظیم الجثه ای بودند که در اثر بر زمین ریختن خون اورانوس به وجود آمده بودند. آنها به زئوس و خدایان المپ نشین حمله کردند و برای رسیدن به مقر آنها، بالای ک.هی رفته و با روی هم گذاشتن تجهیزات جنگی خود، راهی برای رسیدن به مقر خدایان ایجاد کردند. خدایان در نهایت توانستند با کمک هرکول، قهرمان اساطیری و فرزند زئوس، غولها را شکست بدهند و آنها را در زیر آتشفشانها دفن کنند.

گورگون ها (Gorgons) : در اساطیر یونان، گورگون هیولایی مونث، با بدنی پوشیده از فلسهایی نفوذ ناپذیر، موهایی از مارهای زنده، دندانهایی تیز و چهره ای چنان زشت بوده اند که هر کس به آنها نگاه میکرد به سنگ تبدیل میشد. آنها سه تن بودند که دوتا از آنها جاودان بودند و سومی که مدوزا نام داشت فانی بود. یونانیان از تصویر سر این هیولا برای آراستن سپرهای خود استفاده میکردند تا دشمنان خود را وحشت زده کرده و خود را از قدرتهای شیطانی محافظت کنند.

Medusa
تصویر گرافیکی از Medusa
***ادامه مطلب...
ازدواج - مقام زن و روسپیگری در یونان باستان:.


یونانیان باستان به گفته ویل دورانت ( عشق و ازدواج ) اکثرا زنان زیر پانزده سال را برای ازدواج بر میگزینند . مردان یونان پس از اولین ازدواج بر طبق قانونشان آزاد هستند باهر زن دیگری آمیزش و همبستری کنند .
دموستن می گوید با فاحشه گان شبها هم آغوش می شویم و با کنیزان و زنان غیر مشروع خود در روزها سلامت جسمانی خویش را تامین می کنیم . زن اول بر مردان خویش خرده نمی گیرند و مرد می تواند کنیزی را به خانه بیاورد و در روزگار جوانی با او در کنار همسرش نزدیکی کند .
این عمل تا زمانی که کنیزک جوان باشد عملی می شود و سپس او به خدمتکار خانه آنها انتخاب میگردد . مردان می توانند بدون ارائه مدرک و دلیل زنان خویش را طلاق دهند .
اگر زن و شوهری نتوانند فرزند بیاورند و مرد عقیم باشد یکی از بستگان مرد با زن او همبستر می شود و بچه بدنیا آمده فرزند قانونی آنها می شود . زنان بیشتر توسط مردان خانه نشین هستند و با پاسداری مردانشان می توانند از خانه خارج شوند . حتی مردانی که مهمان به خانه می آورند زن حق ورود به مجلس را ندارد .در نمایشنامه مشهور لوسیستراتا اثر "آریستوفان کلئونیکا" از زبان زنان یونان باستانی اینگونه سخن می گوید : از ما زنان چه کار بر آید ؟
تنها کاری که میتوانیم انجام دهیم این است که با رنگها و روغنها گونه ها و لبان خویش را آرایش کنیم و در نهایت با جامه های نازک در کنار یکدیگر بنشینیم . در آتن معمول است که اگر پسر جوانی با زنی هرزه و روسپی شب را سپری کند هیچ مشکلی برایش نیست .
حتی اگر یکی از آنان را برای مراقبت به خانه بیاورد هیچ کسی بر او خرده نمی گیرد .

 

ادامه مطلب...

<      1   2   3   4   5   >>   >



.: نوشته های آرشیو نشده :.
هر آمدنی رفتنی داشت. ما هم از پارسی بلاگ رفتنی بودیم.
[عناوین آرشیوشده]